خواندن این پست به بچه های زیر ۱۸ سال توصیه نمیشود!

یکم بهتر شدم ! همش چن دقیق تونستم بخوابم که اونم کابوس دیدم ! بابک میگه به احتمال خیلی زیاد سردرد های من به الودگی هوا مرتبطه.... چون روزای که تو خونه هستم سردرد نمیگیرم... و روزای که بیرونم مث دیروز و امروز سردرد دهنم رو سرویس میکنه ! ( کی بود فش داد !!!   ) ... 

چشمم به قالب وبلاگم می افته جیگرم خون میشه !! اخیییییییییی !!

میدونید توی این هفته اخیر من چه زجری کشیدم !! یعنی به معنی واقعی عذاب میکشیدم... چرا؟ خوب برا خاطر اینکه ابگرمکن مون ترکیده بود ! و اب گرم نمی کرد.... اصلا اب داغ نداشتیم ! فچرش رو بکنید برا کسی مث من که گاهی در روز دو بار میره حموم چه مصیبتی بود !! چند بار از این حمومای سه سوته با اب یخ توی این هوای مطبوع رفتم ولی برا منی که با اب مدیتیشن میکنم این درمان نبود که !! برا همینم اعصابم بهم ریخته بود   ... اخرش امروز زنگ زدیم از بوتان امدن درسش کردن .... من دیشب سردرد داشتم اقای همسر خودش بنده خدا تنهای خونه رو کامل مرتب کرد جارو برقی کشید بعد میز ناهار خوری رو از اشپزخونه اورد بیرون بعدشم وسایل برقی و اونایی که اطراف بود رو اورده بود چیده بود رو میز! صب من از خواب بیدار شدم تا یه ساعت فک میکردم خونه رو اشتباهی بیدار شدم   !! اخرش امروز تو دانشگاه با دوستان ارازل و اوباش نشسته بودم یهوی برام اس ام اس امد اب گرمکن درس شد !! منم کلی ابراز خوشحالی کردم و نیشم باز شد !! دوستام گفتن چی شده کسی بهت اس ام اس عاشقانه زده ؟ گفتم اره اقای همسر گف ابگرمکن درست شده !! ما دیگه اب گرم داریم... دوستم میخندید میگف نیگا ترو خدا .... به ما اس ام اس میزنن میگن دوستت داریم اینطوری نمیکنیم ! گفتم اخه خره ...پشت این قضیه اب گرمکن کلی دست های پشت پرده اس !! ... تو چرا نوفهمی !! اونم گف اوه از اون لحاظ !!

امروز بازم به خاطر بیکاری و علافی رفتم سینما... این یکی فیلم تله بود ... نمیدونم حکمتش چیه جدیدا هر چی فیلم می بینم یه طرفش یه دکتر خوب و خوشگل و مودب و اخر بچه مثبت هستش که دختران ناباب اغفالشون میکنن !!!  من نمیدونم مگه این مهندسای بدبخ نمی تونن رل عاشقانه رو خوب بازی کنن اخه !! مگه این مهندسا نمی تونن اغفال بشن اخه !! از سینما برگشتم دوستام ایستاده بودن تو سلف من تا رسیدم بهشون رفتم تو بغل طلا و با حالت غصه دار گفتم امین حیایی مردددددددددد !! ( اخ راستی متوجه شدید ناصر عبدالهی فوت کرد ! خدا بیامرزتش... ازش خوشم نمیامد ولی این خبرم شوک بدی بود !) ... خلاصه تا اینو گفتم همه بچه ها با هم جیغ زدن که چییییییییییی جدا مرد !! گفتم نه بابا تو فیلم تله اخرش می میره !! تا اینو گفتم سپیده گرف منو زد   !! میگم برا چی میزنی !! گف یه ساعته دارم به اینا التماس میکنم بهم نگن اخر فیلم چی میشه چون قرار بود امشب با سیامک برم ببینمش !!! منم برگشتم گفتم نه بابا ..نمرد که.... یعنی تا من توی سالن بودم نمرده بود..خدا رو چه دیدی شاید امدن بردنش دکتر الان خوب شده !!

دیروز تو کلاس ایلتس فقط من و مهسان و بودیم... مونا که الان چن هفتهاس دیگه نمیاد ...چون کنکوریه و نمی تونس درس درس بخونه ! مژده هم دیروز کار داش من و مهسا بودیم تو کلاس .... کلا فضا و تعداد کم باعث شده بود همش خمیازه بکشیم .... من که رسما خواب بودم... اقای ایکس هم هر چن وقت یه بار یه داد سرم میزد که انقدر بی توجه نباشم .... یه جا من در حال خمیازه کشیدن بودم و مهسان داشت مقاله اش رو می خوند .... موضوع مقاله این بود prevention is the surest form of cure  من که تو حس خودم بودم ... اقای ایکسم نشسته بود پشت میزش و سرش پایین بود...یهوی وسط متن مهسان من شنیدم که گف کاندوم   ! سرم رو بلند کردم چشم تو چشم اقای ایکس شدم ! اونم همزمان برگشته بود گفته بود چی   ؟ مهسان هم یه نیگا به ما کرد بعد همون خط رو دوباره خوند...ترجمه متنش این بود که کاندوم یه وسیله پیشگیریه و .... ( لازم به ذکره که از نظر مهسان ما کاندوم یه وسیله پیشگیری برا مبتلا نشدن به بیماری بچه بود !! ) خوب دیگه لازم نیس از حال خودم بگم  !! دوستان اگاه هستن که در چنین مواقعی چقدر ضایع هستم .... حالا اقای ایکس سرش رو کرده تو یقه اش !! من با دستم صورتم رو گرفتم و مهسان با صدای لرزون داره بقیه متنش رو میخونه !! چشمای منم چار تا شده دیگه !!اخر انقدر متنش وحشتناک شد که من گفتم مهسان مردشور متنت رو ببرن !! اینا چیه اخه !! ( این مهسان عزیز ما دهن ما رو سرویس کرده ! هیچ با خودش نمیگه که اون بچه های علوم پزشکی هستن که جنبه این حرفا رو دارن... چون براشون عادیه...این بشر اقای ایکس رو میگم  تنها چیزی که در این رابطه خونده تو کتاب سوم دبیرستانش بوده که سر بسته گفته زن چیه مرد چیه !! ) خواهرم که نداره باز کمی سر در بیاره از دنیاشون.... الان توی یه کلاس زبان خانوم داره روش های جلوگیری رو شرح میده !! بعد که من می خندیدم اقای ایکس با خنده میگه خوب چرا می خندی ؟ گفتن این مطالب واقعا برای جامعه لازمه !! تو دلم گفتم استاد جان برا جامعه نه برا من و تو که !! من که بلدم تو هم که خودت هرموفرودیت نیستی پدر جان !! برا همینم نیازی به جلوگیری نداری فعلا ! این مهسان هم که ما رو به فنا داد از بس تو هر جمعی یهوی شروع کرد در مورد یه سری مسائل حرف زدن !! اون روز خانوم نشسته جلوی فرهاد در مورد کیفیت پد های ایرانی سخنرانی می کنه   !! حالا فک کنید ما تو چه حال و هوا و فضایی بودیم یهوی برا من اس ام اس امد با این متن ! تعداد محدودی کاندوم با طعم هندوانه جهت شب یلدا رسید با ما تماس بگیرید ! .... من بعد از خوندن این اس ام اس به حال مرگ افتادم   !! کبود شده بودم از شدت خنده... از اونور مهسان مبایل رو گرف و خوند اونم افتاد رو میز !! بعدم با چشمای گشاد شده منو نیگا میکرد !! اخه خیلی جالب بود توی اون بحث و اون فضا یهو همچین چیز بیاد !! اقای ایکس اخرش ما رو ساکت کرد بعد به مهسان گف ادامه بده متنش رو...مهسان داش می خوند منم داشتم جواب اس ام اس رو میدادم و ناخداگاه به جواب خودم می خندیدم .... وقتی باز جواب جواب من امد باز خندیدم... یهوی اقای ایکس که داش تو اتاق راه میرف امد بالای سرم و گوشی رو از دستم گرف و برد گذاش رو میزش !!! بعدم یه چپ چپ نیگام کردو تا اخر نگذاشت گوشیم رو بردارم !! تازه اخر کلاس مهسان اس ام اس رو داد بهش خوند.. اونم خندید گف امان از دست این جماعت خلاق ایرانی!!

اینم از این دیگه !! خو ب چیزی به ذهنم نمیرسه ! 

دعا کنید این وبلاگ من درس بشه.... دلم گرفته براش!!


پی نوشت ۱: قول میدم از این پست به بعد مث ادم جواب بدم....

پی نوشت ۲ : من ۲ سابق عزیزم.... تو یه ای پی مخصوص خودت داری که باعث میشه من بدونم اون تو نیستی عزیزم !

پی نوشت ۳ : ای جونمممممممممممممممممم رولینگم رو درس کردممممممممممممممممممم