تا حالا دفتر خاطرات داشتین ؟ من داشتم . من از زمانی که ۱۴ سالم بود دفتر خاطرات داشتم و توش تمام لحظات خوب و بد زندگیم رو نوشتم ..... درد دل کردم ... با پدرم توش حرف زدم...با خدا توش حرف زدم ... حتی توی بعضی صفحاتش جای قطرات اشکم زرد شده ! دوستانم رو معرفی کردم از کلاس درسم نوشتم و کلی خاطره قشنگ دارم توش ... وبلاگم هم به نوعی دفتر خاطراتمه ... توش فقط دارم روزمرگی هام رو می نویسم.... با پدرم حرف زدم با خدا حرف زدم از دوستانم گفتم از بستگانم گفتم.... از اتفاقای که برا خودم میافته ... از افکارم .... وبلاگ یه چیز کاملا شخصیه ... انقدر شخصی که خودت تصمیم میگیری توش چی بنویسی ... وبلاگ چیزی نیس که برا خاطر بقیه بنویسی.... اگه به این منظور وبلاگ نویس شدید خوب پس چه لذتی می برید از نوشتن ؟ ادم باید با نوشتن تخلیه بشه.... باید سبک بشه.... چه از لحاظ علمی چه احساسی باشه به هر حال داری افکارت رو ثبت میکنی .... ببینم کی گفته باید افکار همه برا من جالب باشه ؟ کی گفته من هر صفحه ای رو باز میکنم باید به دلم بشینه ؟ وقتی من از وقتی به یادم میاد از شعر خوشم نمی امده چرا الان باید از وبلاگی که توش شعر می نویسن خوشم بیاد و از خوندن شعر لذت ببرم ؟.... چرا وقتی حوصله مسائل سیاسی خیلی تخصصی رو ندارم باید در موردش نظر بدم ؟ چرا وقتی حوصله روز نوشتهای خیلی معمولی رو ندارم باید برم توش حرفی بزنم ؟ .... تا اینجاش رو داشتید !! خوب حالا به این فک کنید که من برم و توی یه وبلاگی که داره شعر می نویسه شروع کنم اظهار نظر کردن..شروع کنم مسخره کردن صاحب وبلاگ ...شروع کنم بهش توهین کردن.... بهش بگم چون تو توی نوشته هات از کلمه دوستت دارم استفاده میکنی پس حتما فاحشه ای !! .... نه انصافا خودتون قضاوت کنید ؟ صاحب اون وبلاگ در مورد من چی فک میکنه ؟ با خودش نمیگه عجب ادم دیوانه ایه !! خوب احمق اون بالا یه باکس کوچیک هس که روش یه ضربدر داره !! رو اون کلیک کنی خودت رو راحت کردی دیگه !! چه مرضی داری بشینی چیزی که دوس نداری بخونی !!چه مرضی داری اصلا بخونی و توش دقیق بشی بعد بیایی ازش انتقاد کنی؟ خدا شفات بده !!!! من خودم یه دقیقه وقت صرف چیزای که بهش علاقه ندارم نمی کنم ... راستش من انقدر بیکار نیستم دیگه !!!
حالا الان یه مدتیه یه خانوم (به من ۳ ارتقاء پیدا کردن ) پیدا شدن.... به شدت علاقه دارن از بین این جماعت وبلاگ نویس من یکی رو درس کنن !! البته الان ایشون چون گفتم انتقاد پذیر نیستم کلی ناراحت شده و نشسته غصه میخوره !!! باور کنید دلم میخواد بشم همون چیزی که اون میخواد ها ولی خوب یکمی سخته !! ادم احساس احمق بودن بهش دس میده !! ایشون ماشاءالله انقدر پر فضل و عالم هستن که تشخیص میدن تو وبلاگ روز نوشت من از دموکراسی خبری نیس!!! واقعا که من چقدر نفهم که توی وبلاگم دموکراسی ندارم !! قو ل میدم به زودی یه دونه بخرم .. قول میدم !!!بعد امدن گفتن من چون قیمت یه جنس رو میگم پس در دوران کودکی در نهایت فقر و بدبختی زندگی میکردم !!!! خوب راس میگه البته ایشون بهتر خبر دارن چون ما زیاد از اینا که همسایه بغلیمون بودن پول می گرفتیم و یادش بخیر من همیشه حسرت زندگی اونا رو داشتم !!! الانم اگه میگم قیمت جی ۵ هشت هزار تومنه به خاطر فقر اون دورانمونه !! شما ها که نمی فهمید این چیزا رو !! فقط امثال این خانوم که انقدر عاقل و کامل هستن میفهمن !
در ضمن این خانوم وقتی توی همین وبلاگ به خواننده های وبلاگ من به اندازه کافی توهین کردن الان دیگه کمر همت بستن و دارن میرن دونه دونه خوانندگان وبلاگ من رو ملامت کنن !!! البته اگه کسی امد گف میشناسی که من ۳ هستم اصلا نترسید همین خانوم هستن که مخفی شدن تا شناخته نشن !! تازه اگه هم بشناسیش و جوابش رو بدی میان و با لحن مادر ترزا برات کامنت میگذارن که اخه عزیزم من که اسمی از تو نبرده بودم !!! خلاصه از من گفتن !!
راستش این چن وقته خواسته و نخواسته خیلی ذهنم رو مشغول کرد هر چی هم بهم میگن مهم نیس باز برام عجیبه !!! اخه یه ادم تا چه حد میتونه بیکار باشه !!! من خودم والا توی این دو سال کامنت معمولی هم به زور گذاشتم اونوق برم وقتم رو برا تغییر دادن یکی بگذارم که اصلا این طور کامنتها به یه ورشم نیس !!! خوب من که عوض نمیشم حالا تو بیا خودت رو جر بده !!! چیکارت کنم ؟؟!؟!؟!!
البته ایشون گفتن چون تو وبلاگ من دموکراسی نیس دیگه نمیاد ولی نمیدونم باز چرا امده !!! یکی نیس بگه تو که خودت اینطوری هستی پس چه توقعی از من داری؟؟؟؟؟ اگه راس میگی خوب خودت به کامنت من توجه نمی کردی!!!! نه خدایی اشتباه میگم ؟
البته منم در اخر تصمیم گرفتم مث خودش با خودش بر خورد کنم و منم از روی کامنتهاش تجزیه اش کنم !! باید خدمتتون عرض کنم ایشون از اون خانومهای بوده که به هر ذلتی تن در داده تا بتونه پول جور کنه بره اونور و الانم خیلی خوشحاله که اونوره و فک میکنه خیلی با کلاس و فهمیده اس! ایشون چون در فقر بودن خیلی خوب اشخاص فقیری مث من رو میشناسن !! چون شما ها تا حالا نفهمیده بودین من فقیر بودم !!! ایشون علاقه خاصی به دارن که به جهانیان اعلام کنن که اونور اب زندگی میکنن !! مسائلی مث خوردن و خوابیدن و سکس برای این خانوم کاملا ناشناخته و بی پرستیژه !!!.... و تازه از اینکه می دونه کلمه دموکراسی چه معنی میده خیلی خوشحاله و درست همیشه به جا هم استفادش کرده !
دیگه بسه ... تا قبلا از این پست اگه کسی بهم توهین میکرد سعی میکردم سکوت کنم و منطقم هم این بود اگه جوابش رو بدم که با خودش فرقی ندارم !!! الان نه تنها برای خودم متاسفم برای توی که با من این کار رو کردی هم خیلی متاسفم ... اگه مردی این بار که میای جوابم رو بدی ادرس وبلاگت رو بگذار !!! اگه هم که نه پس برو گمشو دیگه !!! در ضمن ادرس بگذاری و نگذاری هم فرقی نمیکنه برام.... من با تو کاری ندارم ... راستی من نمیدونستم شما اطلاعاتت در مورد راکتوم کامله و گرنه چیز دیگه ای پیشنهاد میکردم که در موردش اطلاعی نداری!!! مث شعور به چی میگن !! فهم چیه !! ادم بیکار کیه !!! اون ضربدر اون بالا برا چی گذاشته شده !!!
واقعا برات متاسفم .... تو انقدر کم می دونی که حتی نمی فهمی نوشتن یه نویسنده با نوشتن یه ادم معمولی فرق میکنه ... و ازت خواهش می کنم به جای اینکه بیای و وبلاگ من رو بخونی بری چن تا مقاله و چن تا مجله ادبی بخونی تا بفهمی نگاه نویسنده جماعت با نگاه مردم عادی فرق میکنه .... اونوقت شاید با خوندن مطالب من اینطوری رم نکنی !!
شما رو به خیر و ما را به سلامت !!
به همه دوستای خودم : منو ببخشید ! از همتون به خاطر نوشتن این حرفا معذرت میخوام ! |