گیلاس خانومی
گیلاس خانومی
یه زن معمولی که دوست داره راحت زندگی کنه٬ دوسش داشته باشن ٬ دوسشون داشته باشه!
دی 1385
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
آرشیو
موضوع بندی
پنجشنبه 30 آذر ماه سال 1385
خواندن این پست به بچه های زیر ۱۸ سال توصیه نمیشود!

یکم بهتر شدم ! همش چن دقیق تونستم بخوابم که اونم کابوس دیدم ! بابک میگه به احتمال خیلی زیاد سردرد های من به الودگی هوا مرتبطه.... چون روزای که تو خونه هستم سردرد نمیگیرم... و روزای که بیرونم مث دیروز و امروز سردرد دهنم رو سرویس میکنه ! ( کی بود فش داد !!!   ) ... 

چشمم به قالب وبلاگم می افته جیگرم خون میشه !! اخیییییییییی !!

میدونید توی این هفته اخیر من چه زجری کشیدم !! یعنی به معنی واقعی عذاب میکشیدم... چرا؟ خوب برا خاطر اینکه ابگرمکن مون ترکیده بود ! و اب گرم نمی کرد.... اصلا اب داغ نداشتیم ! فچرش رو بکنید برا کسی مث من که گاهی در روز دو بار میره حموم چه مصیبتی بود !! چند بار از این حمومای سه سوته با اب یخ توی این هوای مطبوع رفتم ولی برا منی که با اب مدیتیشن میکنم این درمان نبود که !! برا همینم اعصابم بهم ریخته بود   ... اخرش امروز زنگ زدیم از بوتان امدن درسش کردن .... من دیشب سردرد داشتم اقای همسر خودش بنده خدا تنهای خونه رو کامل مرتب کرد جارو برقی کشید بعد میز ناهار خوری رو از اشپزخونه اورد بیرون بعدشم وسایل برقی و اونایی که اطراف بود رو اورده بود چیده بود رو میز! صب من از خواب بیدار شدم تا یه ساعت فک میکردم خونه رو اشتباهی بیدار شدم   !! اخرش امروز تو دانشگاه با دوستان ارازل و اوباش نشسته بودم یهوی برام اس ام اس امد اب گرمکن درس شد !! منم کلی ابراز خوشحالی کردم و نیشم باز شد !! دوستام گفتن چی شده کسی بهت اس ام اس عاشقانه زده ؟ گفتم اره اقای همسر گف ابگرمکن درست شده !! ما دیگه اب گرم داریم... دوستم میخندید میگف نیگا ترو خدا .... به ما اس ام اس میزنن میگن دوستت داریم اینطوری نمیکنیم ! گفتم اخه خره ...پشت این قضیه اب گرمکن کلی دست های پشت پرده اس !! ... تو چرا نوفهمی !! اونم گف اوه از اون لحاظ !!

امروز بازم به خاطر بیکاری و علافی رفتم سینما... این یکی فیلم تله بود ... نمیدونم حکمتش چیه جدیدا هر چی فیلم می بینم یه طرفش یه دکتر خوب و خوشگل و مودب و اخر بچه مثبت هستش که دختران ناباب اغفالشون میکنن !!!  من نمیدونم مگه این مهندسای بدبخ نمی تونن رل عاشقانه رو خوب بازی کنن اخه !! مگه این مهندسا نمی تونن اغفال بشن اخه !! از سینما برگشتم دوستام ایستاده بودن تو سلف من تا رسیدم بهشون رفتم تو بغل طلا و با حالت غصه دار گفتم امین حیایی مردددددددددد !! ( اخ راستی متوجه شدید ناصر عبدالهی فوت کرد ! خدا بیامرزتش... ازش خوشم نمیامد ولی این خبرم شوک بدی بود !) ... خلاصه تا اینو گفتم همه بچه ها با هم جیغ زدن که چییییییییییی جدا مرد !! گفتم نه بابا تو فیلم تله اخرش می میره !! تا اینو گفتم سپیده گرف منو زد   !! میگم برا چی میزنی !! گف یه ساعته دارم به اینا التماس میکنم بهم نگن اخر فیلم چی میشه چون قرار بود امشب با سیامک برم ببینمش !!! منم برگشتم گفتم نه بابا ..نمرد که.... یعنی تا من توی سالن بودم نمرده بود..خدا رو چه دیدی شاید امدن بردنش دکتر الان خوب شده !!

دیروز تو کلاس ایلتس فقط من و مهسان و بودیم... مونا که الان چن هفتهاس دیگه نمیاد ...چون کنکوریه و نمی تونس درس درس بخونه ! مژده هم دیروز کار داش من و مهسا بودیم تو کلاس .... کلا فضا و تعداد کم باعث شده بود همش خمیازه بکشیم .... من که رسما خواب بودم... اقای ایکس هم هر چن وقت یه بار یه داد سرم میزد که انقدر بی توجه نباشم .... یه جا من در حال خمیازه کشیدن بودم و مهسان داشت مقاله اش رو می خوند .... موضوع مقاله این بود prevention is the surest form of cure  من که تو حس خودم بودم ... اقای ایکسم نشسته بود پشت میزش و سرش پایین بود...یهوی وسط متن مهسان من شنیدم که گف کاندوم   ! سرم رو بلند کردم چشم تو چشم اقای ایکس شدم ! اونم همزمان برگشته بود گفته بود چی   ؟ مهسان هم یه نیگا به ما کرد بعد همون خط رو دوباره خوند...ترجمه متنش این بود که کاندوم یه وسیله پیشگیریه و .... ( لازم به ذکره که از نظر مهسان ما کاندوم یه وسیله پیشگیری برا مبتلا نشدن به بیماری بچه بود !! ) خوب دیگه لازم نیس از حال خودم بگم  !! دوستان اگاه هستن که در چنین مواقعی چقدر ضایع هستم .... حالا اقای ایکس سرش رو کرده تو یقه اش !! من با دستم صورتم رو گرفتم و مهسان با صدای لرزون داره بقیه متنش رو میخونه !! چشمای منم چار تا شده دیگه !!اخر انقدر متنش وحشتناک شد که من گفتم مهسان مردشور متنت رو ببرن !! اینا چیه اخه !! ( این مهسان عزیز ما دهن ما رو سرویس کرده ! هیچ با خودش نمیگه که اون بچه های علوم پزشکی هستن که جنبه این حرفا رو دارن... چون براشون عادیه...این بشر اقای ایکس رو میگم  تنها چیزی که در این رابطه خونده تو کتاب سوم دبیرستانش بوده که سر بسته گفته زن چیه مرد چیه !! ) خواهرم که نداره باز کمی سر در بیاره از دنیاشون.... الان توی یه کلاس زبان خانوم داره روش های جلوگیری رو شرح میده !! بعد که من می خندیدم اقای ایکس با خنده میگه خوب چرا می خندی ؟ گفتن این مطالب واقعا برای جامعه لازمه !! تو دلم گفتم استاد جان برا جامعه نه برا من و تو که !! من که بلدم تو هم که خودت هرموفرودیت نیستی پدر جان !! برا همینم نیازی به جلوگیری نداری فعلا ! این مهسان هم که ما رو به فنا داد از بس تو هر جمعی یهوی شروع کرد در مورد یه سری مسائل حرف زدن !! اون روز خانوم نشسته جلوی فرهاد در مورد کیفیت پد های ایرانی سخنرانی می کنه   !! حالا فک کنید ما تو چه حال و هوا و فضایی بودیم یهوی برا من اس ام اس امد با این متن ! تعداد محدودی کاندوم با طعم هندوانه جهت شب یلدا رسید با ما تماس بگیرید ! .... من بعد از خوندن این اس ام اس به حال مرگ افتادم   !! کبود شده بودم از شدت خنده... از اونور مهسان مبایل رو گرف و خوند اونم افتاد رو میز !! بعدم با چشمای گشاد شده منو نیگا میکرد !! اخه خیلی جالب بود توی اون بحث و اون فضا یهو همچین چیز بیاد !! اقای ایکس اخرش ما رو ساکت کرد بعد به مهسان گف ادامه بده متنش رو...مهسان داش می خوند منم داشتم جواب اس ام اس رو میدادم و ناخداگاه به جواب خودم می خندیدم .... وقتی باز جواب جواب من امد باز خندیدم... یهوی اقای ایکس که داش تو اتاق راه میرف امد بالای سرم و گوشی رو از دستم گرف و برد گذاش رو میزش !!! بعدم یه چپ چپ نیگام کردو تا اخر نگذاشت گوشیم رو بردارم !! تازه اخر کلاس مهسان اس ام اس رو داد بهش خوند.. اونم خندید گف امان از دست این جماعت خلاق ایرانی!!

اینم از این دیگه !! خو ب چیزی به ذهنم نمیرسه ! 

دعا کنید این وبلاگ من درس بشه.... دلم گرفته براش!!


پی نوشت ۱: قول میدم از این پست به بعد مث ادم جواب بدم....

پی نوشت ۲ : من ۲ سابق عزیزم.... تو یه ای پی مخصوص خودت داری که باعث میشه من بدونم اون تو نیستی عزیزم !

پی نوشت ۳ : ای جونمممممممممممممممممم رولینگم رو درس کردممممممممممممممممممم


چهارشنبه 29 آذر ماه سال 1385

دوستان ببخشید....  سردرد دارم... دو شبه اینطوری میشم باز.... بازم کامنتها رو بدون جواب تایید کردم... کامنت اون خانوم روهم گذاشتم که خودتون بخونید..به اسم من ۲ !!! (پست قبلی ) من قول داده بودم جوابشو ندم ولی اخه حرفاش خنده داره !! نمیدونم چی بگم والا .. خودتو قضاوت کنید... نمیدونم من قبل ازدواجم کی از این خانوم کمک مالی خواسته بودم که فهمیده ما فقیر بودیم !!! چه میدونم !!!

این وبلاگم هم اعصابم رو میریزه بهم..... رولینگم از کار افتاده.... هر جا میزارمش بالا نمیاد.... شقایق جان... لیلا جان دستم به دامنتون !! (البته میدونم شلواره !! )

از همه بدتر این اکانتمه که سکته میکنه هی !!

خلاصه که

یه عالمه حرف داشتم ولی سردرد نمیگذاره بنویسم ... نمیدونم برا خاطر چشممه یا چیز دیگه  !!! برم یکمی بخوابم اگه بهتر شدم شب میام اپ میکنم !

به خاطر کامنتا شرمنده....


سه شنبه 28 آذر ماه سال 1385
حق مسلم اقایون !

دیگه قول میدم بعد از نوشتن این برم سر درس و مخشم ..... از ساعت ۹ صب پاشدم که مثلا عمیققققق فک کنم و یه مقاله بنویسم !!!  هنوز که به عمق نرسیدم ... ولی قول میدم بعد از این پست برم تو کارش ! بعدشم نمی خوام زیاد به اون مسئله فک کنیم ..همگی !

یه چیزی برام خیلی جالب بود ...این حق مسلم اقایون !!!! نمی دونم چرا بعضی جا ها اقایون محق به انجام کاری هستن ولی خانوما نه !!! برا خانوما بده....زشته ...عیبه !!! من روز اولی که داشتم با اقای همسر اشنا میشدم.... وقتی داشتم دونه دونه علایقم رو براش باز گو می کردم این ترکان رو هم تو لیستم بود  ..... خوب چیه مگه !!! دس خودم نیس که ..دوسش دارم... از همون اولین باری که دیدمش ازش خیلی خیلی خوشم امد.... هم خودشو... هم اهنگاشو ...هم ادا هاشو .... هم رقصش رو....

   جوادم خودتی   ! حالا مثلا شما از یساری خوشتون میاد من میام بزنم تو ذوقتون !!!

خلاصه این علاقه بود تا حدود دو ماه پیش که من در حال ظرف شستن بودم و اقای همسرم نشسته بود این کانالها رو بالا پایین می کرد تا اینکه یهوی یه صدا برام خیلی اشنا امد تا سرم رو برگردوندم دیدم واییییییییییییییییییی ....ترکانه !! منم دسکش کفی به دس امدم بالا سر اقای همسر و از خود بی خود شده بودم ... داشتم با ذوق و شوق نیگا میکردمش که اقای همسر زد اون کانال   .... منم هر چی بهش گفتم بزن همون کانال نزد.... انقدرم سر به سرم گذاش که من از حرصم همونجا نشستم گریه کردن !! ( لوسم خودتی !) البته به غیر از علاقه به فنا رفته در اون لحظه بدجنسی اقای همسر هم اعصابم رو ریخته بود به هم !!

اخرش اینکه من این اهنگ رو بعد ضبط کردم و هر وقت تنها بودم میگذاشتم و حالشو می بردم.... یه روز داشتم با ترکان می رقصیدم و خوشحال بودم و کلا روحم شاد بود برگشتم دیدم اقای همسر امده تو خونه و داره منو نیگا میکنه ! صدای تلوزیون رو از ضبط گرفته بودم وگذاشته بودم رو خدا !!! برا همینم متوجه امدنش نشده بودم !! اقای همسر امد و با خنده وطعنه گف انگار من نیستم تو برا خودت کیف میکنی !! بعدم زرت ویدئو رو خاموش کرد و تا یه ساعت بعدشم مثلا با من سر سنگین بود !!!

چن روز پیش من پشت کامپیوتر بودم که اقای همسر یهوی داد زد و گف گیلاسی بدو بیا عشقت !!! منم با تعجب رفتم دیدم داره از ترکان شو نشون میده  !! بعدشم اقای همسر با دلخوری کنترل رو پرت کرد اونور و روزنامه رو گرف جلوی صورتش !! نمی دونستم بخندم یا گریه کنم !! (قربون اون منطقت بشم من !! )

الان دیگه اوضاع خونه ما خیلی جالبه !! ترکان به زبون من و  این بچه کونی به زبون اقای همسر شده هووی اقای همسر !!! تا ترکان بیاد رو صفحه تلوزیون اقای همسر با دلخوری منو صدا میکنه و میگه بیا عشقت بعدم با من سر سنگین میشه !! چن روز پیش انقدر حالت و قیافه اقای همسر برام شیرین بود که رفتم بغلش کردم و کلی بوس و ماچ که الهی قربون اون حسودی الکیت برم ... تو با خودت چی فک میکنه اخه !!! بعدشم انقدر اذیتش کردم تا خندید و بین خنده خودش رو لو داد که چون اون خوشگله تو نیگاش میکنی   !!! یه ساعت نشستم براش توضیح دادم که عزیز من به خدا به نظر من تو هم خوشگلی .... بعدم براش گفتم که چقدر حسن داره و از همه بالاتر من عاشق تک زبونی حرف زدنشم.... مخصوصا وقتی عصبانی میشه و (س) و (ز) گفتنش یه جوری میشه .... و هزار تا چیز دیگه .... هیچ وق تو عمرم فک نمیکردم باید بشینم ترکان رو با اقای همسر مقایسه بکنم !!

جالب اینجاس که اصولا هر وق اقای همسر داره تلوزیون نیگا میکنه یه زن خوشگل پیدا میشه که به من نشونش بده !! و منم میام تاییدش میکنم ... قبلا هم گفتم که من زیاد سراغ تلوزیون نمیرم چن وقت پیش یه بار نشسته بودم پشت کامپیوتر که اقای همسر امد گف بیا اینو ببین چه خوشگله !! من رفتم دیدم این دختره افسره تو افسران پلیس رو میگه ( همون که من قبلا به اسم سریال کلانتر ازش حرف زدم !!) ... خوب به نظر من دختره کلا خوشگل بود ولی لبای قشنگی نداش ولی اقای همسر میگف خیلی خوشگله !!  ما هم قبول کردیم... یا مثلا یه روز امد گف نیکول کیدمن خیلی خوشگله..گفتم من از چهره اش خوشم نمیاد... به نظر من فقط خوشگله شیک نیس....

 در کل  می خوام بگم ما زنا وقتی بهمون میگن فلان چیز خوشگله میایم و نظر میدیم و میگم اره یا نه ...به مرد بگیم فلان شخص خوشگله انگار گفتیم می خوام برم باهاش ازدواج کنم و دیگه تو رو دوس ندارم و ......

چن وقت پیش با دوستم حرف میزدم دوستم برگش گف خدا رو شکر تو کلا با قضیه فمنیزم مشکل داری و گرنه رسما این مردا رو از دم کباب میکردی!!  گفتم واااااااا چرا !؟!؟!؟! گف تو خودت حواست نیس ولی موقع حرف زدنت همش داری این جماعت رو میکوبی و له میکنی  !! من فقط تونستم بگم واااااااااااااااااااا !!!!!!   


پی نوشت : اصلا هر کی تا قبلا از نوشتن مقاله و حفظ کردن اون متنه بیاد سراغ کامپیوتر خره !!     


پی نوشت ۲ : با عرض شرمندگی خدمت دوستانی که کامنت گذاشتن فعلا بدون جواب کامنتا رو تایید میکنم فردا میام جواب میدم... باز این وبلاگ من قاتی کرد زد همه چی رو بهم زد ! هم رولینگم پرید هم استت ام !!!! یه ساعتم قالب عوض کردم ولی خوب نشد..همش یه ایرادی داشت... فردا میام درسش میکنم....

سه شنبه 28 آذر ماه سال 1385

تا حالا فک میکردم پسری!!! حالا فهمیدم چرا این چیزا رو برام می نویسی...

ببین لطف کن و دیگه وبلاگ منو نخون...... برا اینکه بفهمی تو ذهن ایرانی ها چی میگذره برو سراغ وبلاگ های دیگه...

خوبه فقط سه یا چهار ساله از ایران رفتی و می نویسی بین شما ها بودم !!! الان احتمالا ملیت ایرانیت برات حقارت امیز شده با این طرز گفتنت...

اتفاقا منم امثال تو رو دیدم ...... نه خانوم..... اونموقع که تو میشستی قیافه فاحشه ها رو نیگا می کردی من تحت نظر روانپزشک بودم.... خیلی هنر کردی اینا رو برام نوشتی...  من شمه ای از زندگیم رو نوشتم و همه دوستانم هم میدونن نه خودم عادی هستم نه زندگیم.... تا قبل از ۱۸ سالگی هم از لحاظ روحی سالم نبودم... الانشم با خیلی چیزا مشکل دارم...

ببین لطف کن و دیگه نه برا من دل بسوزون نه حرفی بهم بزن.... من حرفای تو به هیچیم نیس... از تو و کسانی مث تو که به اسم خانواده مذهبی چاک دهنشون رو باز میکنن هم متنفرم...... همین امثال تو ایران رو به گه کشیدن... خوب شد خودت رفتی  !!

لطف کن یکمی افکارت رو باز کن ناسلامتی رفتی  اونرو اب و ادعاش رو هم داری..... کسی که وبلاگ میزنه فاحشه نیس و نیازی هم به توجه نداره... اگه خودت با وبلاگ زدن اینطور میشی بقیه رو قیاس نکن پس....

دیگه هم برام کامنت نگذار... نه میخونم نه تایید میکنم.... وبلاگم رو هم نخونی ممنون میشم.... من برا تو نمی نویسم...


پی نوشت:

 دوستان ببخشید..... هیچ کسی هیچ چیزی رو به خودش نگیره ....  ولی واقعا اگه اینا رو بهش نمیگفتم دلم اروم نمیگرفت.... من نه با مذهب مشکل دارم نه با دوستانی که اونور هستن.... همه چی بر میگرده به شخصیت و ذات خود ادم.... دوستتون دارم....


دوشنبه 27 آذر ماه سال 1385
میازار مور دانه کش را!

میگن میازار موری که دانه کش است !!! تا به امشب به معنای واقعی این قصیده پی نبرده بودم !! ولی امشب به عینه دیدم که خدا چجوری میگذاره تو کاسه ادم   ...یعنی تو وقتی اون مورچه رو بیازاری خدا هم جوابت رو میده.... یادتونه گفتم خیلی اتفاقی زدم تو دهن اقای همسر !!! حالا امشب برعکس شد .... من دوربین عکسای دستم بود داشتم در هین راه رفتن عکساش رو چک میکردم و متاسفانه لنزشم بیرون بود .... من داشتم از این ور می امدم..... نگو اقای همسرم داره از اونور میاد و در هین امدنم داره بلوزش رو در میاره .... نه بچه ام خیلی کوچیکه !!! حرکتهاشم به گوریل گفته زکی .... اقا دست انداخته از پشت پلیورش رو کشیده بالا بعدم در حالی به من میرسید که عملا جایی رو نمیدیده ...منم که سرم پایین بود و داشتم مستقیم میامدم ... و دقیقا قدم اخری که برداشتم همزمان شد با پایین امدن دس اقای همسر و در نهایت دستش محکم خورد تو صورت من  !! عینکم که افتاد هیچی .... این دسشم مث ساتور منو نصف کرد امد رسید به دوربین بدبخ و اونم از دستم پرت شد !!! لنزشم که بیرون بود خورد به سرامیک و کج شد .... به همین راحتی که گفتم .... یه بلوز در اوردن اقا مصادف شد با کبودی صورت من ... کج شدن لنز دوربین و دیگه داخل نشدن ....خود دوربینم که بدبخ گه گیجه گرفته هی پیام میده منو ری استارت کنید   !! تازه خرج مهمونی امشب حدود هفتاد تومن در امد .... این لنزشم کم کم فک کنم هفتاد یا هشتاد خرج برداره چون داغون شده .... صورت منم که به جهنم !!!

نمیدونم چرا به محض اینکه دوربین افتاد رو زمین این جمله یه بنده خدا امد تو ذهنم : دوربین شما کیفیتش خیلی بهتر از دوربین ماس !! بیست دقیقه از گفتن این جمله نگذشته بود !!!

مهمونی امشبم خیلی خوب بود...فقط من الان خیلی خستمه.....

یه ادم بیکاری لطف میکنه برا من چرت و پرت و حرفای که لایق خواهر و مادر خودشه می نویسه.... منم مجبور شدم کامنت دونیم رو تایید کنم.... خدا رو چه دیدی شاید از فردا دوباره به کامنتها جواب دادم !!!

در ضمن بنده هیچ علاقه ای به فانتزی ندارم.....بعدشم به نظر شما من پیرم ؟ دماغم درازه ؟ چه میدونم والا  شکل پینوکیو هستم؟


پی نوشت ۱: موبونوم که بعضیا به چیز خوری افتادننه و .... رفسنجانیینه اول موکوننه !!!

پی نوشت ۲: مور در متن بالا استعاره از یه مرد کوشولوی ۹۲ کیلویی !


   1      2      3      4      5      6    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 64634


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

شناسنامه کامل من...