سلام
نمی دونم چی میشه اسمش رو گذاشت ولی من میگم پوزش نامه خطاب برا همون چند تا پزشکی که می دونم وبلاگ من رو می خونن!!
یه سری دوستان ماههاس دارن وبلاگ منو می خونن و با سبک نوشتن من اشنا هستن.... من یه پست نوشتم به اسم (در مطب دکتر) ... راستش رو بخواید من خودم متوجه نشدم.... یعنی اصلا به این جنبه اش فک نمیکردم.... خودتون به سوتی های من همیشه می خندید ...اینم یه گند دیگه بود.... راستش رو بگم اون قضیه توی مطب واقعی بود و من حاضرم قسم بخورم که دروغ نگفتم ولی شاید جاش نبود بگم... ولی بازم احتمالا شماها بهتر باید بدونید که من همه چی رو می نویسم.... اینم نوشتم ولی فک نمیکردم که دارم توهین میکنم... من این مطلب رو دو جا گفتم !! یکی رو یه نفر خودش میدونه و اون یکی رو اینجا نوشتم....
من یه بار یواشکی یه نیگا انداختم به یه جای که ببینم نکنه مشکلی هس !! بعد دیدم نه بابا انگاری فقط داره معاینه میکنه !!
من فک میکردم شما ها از این یه خط متوجه بشید که تمام اون قضیه به طنز در امده بود و در واقع یه معاینه ساده بود !! کسی که به خاطر کلیه اش رفته دکتر توقع نداره بیان چشمش رو ببین که !!! وقتی موضع درد من همون قسمتا بود خوب دکتر باید کجا رو معاینه میکرد !! اینکه به من بگین مراقب خودم باشم خوب مسلمه برای خیلی ها سنگین تموم میشه !!! کسانی که برای من یکی فوق العاده قابل احترام هستن.... هیچ کسی ندونه حداقل سیروس میدونه چون دو ساعت باهاش در این مورد بحث کردم..سوای از قضیه طنز لعنتی که تو کلام من هست.... من هیچ وقت منکر ارزش و قداست کار پزشکی نمیشم.... و اگر لازم بشه بازم تنها میرم پیش یه پزشک.... من یه جا هم گفتم که
البته خوب برا من عادی ترین کار اینه که جلوی دکتر لباسم رو بدم بالا ....
این جمله من هم دقیقا نشونه اعتماد زیاد من به این قشر بود و گرنه من باید مشکل اخلاقی داشته باشم یا فلان کاره باشم که راحت لباسم رو در بیارم...
من متاسفم که سبک نوشتنم باعث این مشکلات شد ... فکر میکردم همه مث من متوجه شوخی کلامم میشن که نشدن.... اشتباه از من بود و منم معذرت می خوام از همتون....
تازه الانم اگه پدرام برام نمیگفت که لیلا خودش پزشکه من بازم متوجه نمیشدم که چیکار کردم... من از همه معذرت میخوام و خدا هم شاهده که من اصلا قصد زیر اب زنی نداشتم....
حداقل اینو از کسی که اگر علم پزشکی نبود الان خودش رو بابت اون لکه ها کشته بود قبول کنید... چون اگر متوقفش نمیکردن احتمالا توی صورتمو یه جای میزد که من نمی تونستم بیشتر از تحملش کنم...
امیدوارم که از من دلگیر نباشید ..چون شکر خدا من هر روز که میگذره بیشتر کارم با قشر پزشکی ارتباط پیدا میکنه....
امضا گیلاسی |